تبليغاتX
با من باش گلکم! - ღ.•**•.ღ یا قمر بنی هاشم ღ.•**•.ღ
ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 

 

1368 سال از واقعه ي كربلا مي گذرد و تو هر سال رخت سياه مي پوشي

حسي غريب نمي گذارد كه در خانه بنشيني ، حسي كه تو را به مسجد و تكيه و حسينيه مي كشاند

اگر هم شب اول و دوم در خانه بنشيني صداي طبل ها و نواي سوزناك مرثيه خوانها دلت را به كوچه و خيابان مي كشاند .

دسته هاي كبوتران سياه پوش مي آيند و مي روند و تو هر بار مثل كبوتري دل شكسته دلت را همراه با فوج فوج كبوترهاي از راه رسيده پر مي دهي

يك جا ايستاده اي اما دلت ميان دسته هاي سينه زني است كه بر سينه مي كوبند

بي اختيار بغض مي كني

پرده اي از اشك جلوي چشمانت را مي گيرد و گاهي گريه امانت نمي دهد

هر سال محرم كه از راه مي رسد ؛ يك داغ كهنه ، يك زخم قديمي سر باز مي كند

داغي كه آتش در دلها مي افكند  و شورها بر پا مي كند

و تو هر سال اين قصه را مرور مي كني

آرزو مي كني

اي كاش در آن روز با حسين بودي

و در كنار او و در ركاب او.

 

 

Image and video hosting by TinyPic

        

 

وقتي دلت مي گيره ...  وقتي هيچ كس رو نداري كه باهاش حرف بزني ... وقتي داري زير بار مشكلات له مي شي ...  وقتي بار گناهت اونقدر سنگينه كه حتي خودت نمي توني اونو به دوش بكشي ... وقتي از عالم و آدم بريدي ... وقتي دنيا برات تيره و تاريك مي شه ... وقتي حس مي كني پيش خدا و بندش شرمنده اي ... فقط مي توني اسم مباركشونو به زبونت بياري و ازشون كمك بخواي و اين روزا بيشتر از همه نام مبارك باب الحوائج به زبونت مياد ...

 

 

يا ابوالفضل (ع)

 

 

خودت مي دوني چي مي خوام ازت ... كمكم كن

و قتي دارين دعا مي كنين منم دعا كنين

 

 

محتاج دعاي تك تك تونم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:0  توسط الهام  | 

 
< > قالب و كدهاي جاوا >