من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه
چشامو بستم و دارم تو رو بهتر مي بينم
اما چشم تو بازم منو نگا نمي كنه
عمريه دارم صدات مي كنم و جواب مي دي
عمريه چشات ولي منو صدا نمي كنه
نمي دونم چرا من شدم به عشق تو اسير
چرا عشق من چشاتو مبتلا نمي كنه
دلو پيچيدم لاي يه برگ ناز گل سرخ
چشات اما به دلم هم اعتنا نمي كنه
جون من خيلي كمه اما فدات گرچه آدم
جونشو براي هر كسي فدا نمي كنه
غنچه ي آرزوهام مي شكفه با خنده ي تو
حتي خوشبختي من اخماتو وا نمي كنه
نه دلت تنگه واسم نه حرفي داري بزني
آخه سنگم با شيشه اينجوري تا نمي كنه
من مي گم عاشقتم فقط به قيمت يه جون
تو قبول نمي كني دل اشتبا نمي كنه
من مي گم خدا كنه يه جوري مال من بشي
نمي دونم چرا اين كارو خدا نمي كنه
« مريم حيدرزاده »