شروع اين سفر فقط به خاطر تو بود و بس
تموم اين خطر فقط به خاطر تو بود و بس
به خاطر نگاه تو وقتي به من زل زد و رفت
تو بهت بيداري ما به خواب من پل زد و رفت
شب خيال ما به خير اما سحر منتظره
مي تونه رويا نباشه من و تو يه پنجره
من و تو و يه پنجره
گرچه تو اين دوره زمون هر كي به فكر خودشه
يه بي صدا پيدا مي شه كه هم صداي تو بشه
تو لحظه هاي اين سفر من به ترانه مي رسم
به جاي هر گلايه اي به عاشقانه مي رسم
تو لحظه هاي اين سفر من به ترانه مي رسم
به جاي هر گلايه اي به عاشقانه مي رسم
شروع اين سفر فقط ...
« قاسم افشار »
بر بالاي افق ايستاده ام
به روزي مي انديشم كه با تو باشم
جانم را به باد صبحگاهي مي سپارم
با همه خداحافظي مي كنم
چرا كه تو در مني ، در تار و پودم
و موجي لطيف برخاسته از جان تو
تا عمق وجودم مي دود
و راهي جاودانه پيش رويم گسترده مي شود
و من پرواز مي كنم به سوي تو
به تو مي انديشم
به ارمغان صبح
به نامت
كه عاشقانه بر زبان جاري مي كنم
به تو مي انديشم
اي عشق!
توي دنيا چي مي خواي كه به پاهات بريزم
همه ي هستيمو من به سراپات بريزم
لب پر خنده مي خواي بيا لبهام مال تو
چشم پر گريه مي خواي هر دو چشمام مال تو
بيا تا برات بگم من وجودم مال تو
بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو
اگه بازيچه مي خواي بيا قلبم مال تو
اگه رودخونه مي خواي سيل اشكم مال تو
چرا من بي تو بمونم؟
نمي دونم!
نمي تونم!
واسه ي زندگي كردن تو رو مي خوام خوب مي دونم
تو بدون عشقم تو هستي
برا من زندگي هستي
تو بدون عشقم تو هستي برا من زندگي هستي
چرا من بي تو بمونم؟
نمي دونم!
نمي تونم!
واسه ي زندگي كردن تو رو مي خوام خوب مي دونم
تو بدون عشقم تو هستي
برا من زندگي هستي
تو بدون عشقم تو هستي برا من زندگي هستي
بيا تا برات بگم من وجودم مال تو
بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو
اگه بازيچه مي خواي بيا قلبم مال تو
اگه رودخونه مي خواي سيل اشكم مال تو
« بيژن مرتضوي »